السيد محمد حسين الطهراني
302
معاد شناسى (فارسى)
جور و ستم نمىكنم و هيچگاه كسى را الزام به چيزى نمىنمايم ، مگر آن چيزى كه قبل از خلقت او از او مىدانم ! » و بنابراين تكاليف الهيّه بر طبق قدرت و وسع است ؛ خداوند به هر كس هر چيزى را كه داده است كمال همان چيز را از او طلب مىكند ، نه كمال چيز ديگر را . انسان علّيّينى ، خود مكلّف به تكليف است ، و انسان سجّينى نيز خود مكلّف به تكليف است ، و او نيز مختار است و بايد همان استعداد و قابليّت خدادادى خود را به منصّهء فعليّت و ظهور رساند . و ابداً پروردگار عادل و حكيم به او امر نمىكند كه فعليّت انسان علّيّينى در او پيدا شود ؛ اين ظلم است و آن عدل است . خداوند هيچگاه به شِمْر امر نمىكند كه چون حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام شود ، و چنين توقّعى را از او ندارد ؛ و ليكن شمر نيز مختار است و بايد در حدود ادراكات و ظرفيّت خود كار قبيح نكند ، و چون بكند خود نيز شرمنده است و مستحقّ مجازات و عقوبت . و ما حَصَل سخن اين است كه : خداوند مردم را مجبور نيافريده است و به هر كس هر طينتى را كه داده است توقّع كمال همان طينت را از او دارد ، و علم پروردگار به معاصى و گناهان مردم كه به اختيار انجام ميدهند موجب جبر نمىشود ، بلكه ضدّ جبر است ؛ چون بنا به فرض علم به معاصى از روى اختيار مردم دارد ؛ در اين صورت چگونه جبر مىشود ؟ اگر جبر شود انقلاب لازم مىآيد ، و انقلاب